Posted by hamid e.
rozegari derakhte bidi ra mishkastand anhaei mishekastand ke zire sayeye an mineshastand afaghha gardideam mozde nsootoon sanjideam khoban faravan dideam ama shoma chize digarid ghabl az ani ke be yade ham beshinim kenare ham beshinim ghadre ayene bedanim cho hast na dar an vaght ke oftado shekast.
Posted by safoora ..
یکی از دوستام با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه... یکی از دوستام با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، دختره هم گیر داد که دفتر خاط...
Posted by safoora ..
مناجات يك لر با خدا : خدايا سي مو ماشين كه نيخري . پيل هم كه نيدي. زينه جيگول هم نيرسوني ، مو ديه بنده تو نيسم، يه فكري سي خوت بكن! ...
Posted by Armin Gh
راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟… مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم!راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این یک میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!… ... مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می-آم! روزی صدهزارتومن گرون م...
Posted by milad pourtavaf
به مامانم ميگم من ميرم کارواش، ميگه ماشينم ميبري؟ ميگم پــــ نه پــــ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم ... به دوستم میگم گرفتنم بردن پاسگاه ، میگه بازداشتگاه؟؟؟؟پــــ نه پــــ اونجا نشسته بودیم با رئیس پاسگاه از خاطرات رزمندگان در 8 سال دفاع مقدس و قمقمه حسین فهمیده صحبت میکردیم! تو خیابون از یه دختره خوشم...
Posted by raha roustaea
گفتند : «کلاغ»، شادمان گفتم : «پر»گفتند : «کبوترانمان»، گفتم : «پر» ...
Posted by raha roustaea
"تلخ ماندم ، تلخ" تلخ ماندم ، تلخمثل زهری که چکیده از شب ظلمانی شهرمثل اندوه تومثل گل سرخکه به دست طوفانپرپر شدتلخ ماندم ، تلخمثل عصری غمگینکه تو را بر حاشیه اش پیدا کردمو زمین راتوپ گردانپرت کردم به دل ظلمتتلخ ماندم ، تلخدیوار از پنجره سر بیرون کرداز دهانشبوی خون می آمد
Posted by raha roustaea
دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمچامه و چکامه نیستندتا به رشته ی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورم ...
Posted by raha roustaea
حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی:وقت رفتن استبازهم همان حکایت همیشگی ! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهان چقدر زوددیر می شود!
Posted by raha roustaea
رفتار من عادی استاما نمی دانم چرااین روزهااز دوستان و آشنایانهرکس مرا میبینداز دور میگوید:این روزها انگارحال و هوای دیگری داری! ...
Posted by raha roustaea
شاید باور نکنیداما آدم هایی پیدا می شوند که بی هیچ غمی یا اضطرابی زندگی می کنند.خوب می پوشندخوب می خورندخوب می خوابنداز زندگی خانوادگی لذت می برند.گاهی غمگین می شوندولی خم به ابرو نمی آورندو غالبا حالشان خوب استو موقع مردن آسان می میرندمعمولا در خوابچارلز بوکفسکی
Posted by raha roustaea
آیا صلح مال کبوتر است؟ آیا پلنگ است که جنگ می آفریند؟ چرا استاد تدریس میکند جغرافیای مرگ را؟ بر سر پرستوهایی که مدرسه شان دیر شده چه می آید؟ درست است که نامه های شفاف را در آسمان پخش می کنند؟ پابلو نرودا